آیین پاک
آیین پاک وبلاگ ازادی است برای ایرانیان پاک گوهر
نمیدونم چرا اما من رو که بفکر انداخت ، تو هم این رو بادقت بخون ،شاید با من هم عقیده شدی. از دســت فرهاد یک سیــب افتاد نا گاه مســــعود آمد جـــــلو زود برداشـــــت آنرا دررفت ازآنجا از بـیـــــقـراری با آه و زاری میـکرد فرهـــاد فریـاد و فریـاد مادر برآشــــفت با او چنین گفت: بی عرضه بودی ســسـتی نمودی مســــعود شیطان بی عقل ونادان ، سیب توراخورد از پیــش تو برد کن شــرط حالا حق خود ت را ، باســعی بســـیار باشـی نگهـــدار تا مثل مســـعود صدها اگــر بود گر مثل شـــیرند حقت نگـــیــرند . ماه نو سلام مسافر ،خوش آمدی ! کوله بارت را بر زمین بگذار ! پر است از ستاره های اجابتی که نیمه شب ها از آسمان زلال نیایش می چیدی. صفای قدمت ، بوی باغستانهای فرادست را می دهد . لب باز کن تا هوا را معطر کنی از شمیم میخکها . چیزی بگو تا عشق از شمیم نفست جان بگیرد . از راه آمده ای . یک ماه تمام ،همسایه دیوار به دیوار خدا بودی . یک ماه تمام ، سر بر شانه های ملکوت ، گریستی بندگیت را . یک ماه تمام ، مهمان خدا بودی خدا میزبان تو . وقتی به سفر میرفتی ،کوچک بودی . خاکی بودی . قطره ای بودی در جستجوی دریا . جاری شدی تا قطره نمانی ،تا بزرگ شوی ، تا آسمان باشی . یک ماه تمام تن سپردی به نور . به زلال جاری بخشش ، به خنکای فواره های استغفار . یک ماه تمام ،بدنبال خودت گشتی تا او را بیابی . تا لایق شوی . لایق تهییت خدا . امروز ، روز توست . زیر سایه بان رحمت خدا بایست . خنکای مهربانی و رحمت را نفس بکش ! نام تو را بر پیشانی آسمان حک کرده اند . فرشتگان ، رستگاریت را شاد باش میگویند . رحمت از این لبریز تر ؟! امروز عید توست و عید همسفرانت ؟ عید مسافران بهشت که از جاده رمضان ، به سر منزل عید فطر رسیده اند . عید فطر مبارک از خدا صدا نمی رسد ای ستاره ها که از جهان دور چشم تان به چشم بی فروغ ماست . نامی از زمین و از بشر شنیده اید ؟ در میان آبی زلال آسمان موج دود و خون و آتشی ندیده اید ؟ * این غبار محنتی که در دل فضاست این دیار وحشتی که در فضا رهاست این سرای ظلمتی که آشیان ماست در بی تباهی شماست ! * گوشتان اگر به ناله من آشناست ، از سفینه ای که میرود به سوی ماه ، از مسافری که میرسد ز گرد راه ، از زمین فتنه گر حذر کنید ! پای این بشر اگر به آسمان رسد روزگارتان چو روزگار ما سیاه ست * ای ستاره ای که پیش دیده منی باورت نمی شود که در زمین ، هر کجا ، به هر که می رسی ، خنجری میان مشت خود نهفته است ! پشت هر شکوفه تبسمی ، خار جانگزای حیله ای شکفته است ! * آنکه با تو میزند صلای مهر ، جز به فکر غارت دل تو نیست ! گر چراغ روشنی به راه توست ! چشم گرگ جاودان گرسنه ای است ! * ای ستاره ،ما سلام مان بهانه است عشق مان دروغ جاودانه است ! در زمین ، زبان حق بریده اند ، حق ، زبان تازیانه است ! وانکه با تو صادقانه درد دل کند های های گریه شبانه است ! * ای ستاره ، باورت نمی شود : در میان باغ بی ترانه ی زمین ، ساقه های سبز آشتی شکسته است لاله های سرخ دوستی فسرده است غنچه های نورس امید لب به خنده وانکرده مرده است پرچم بلند سرو راستی سر به خاک غم سپرده است ! * ای ستاره ،باورت نمی شود : آن سپیده دم که با صفا و ناز در فضای بیکرانه می دمد دیگر از زمین رمیده است این سپیده ها سپیده نیست رنگ چهره زمین پریده است ! * آن شقایق شفق که می شکفت عصرها میان موج نور دامن از زمین کشیده است سرخی و کبودی افق دود و آتش به آسمان رسیده است ! قلب مردم به خاک و خون تپیده است ! * ابرهای روشنی که چون حریر ، بستر عروس ماه بود ، پنبه های داغهای کهنه است ! * ای ستاره ،ای ستاره غریب از بشر مگوی و از زمین مپرس . زیر نعره گلوله های آتشین از صفای گونه های آتشین مپرس زیر سیلی شکنجه های درد ناک از زوال چهره های نازنین مپرس پیش چشم کودکان بی پناه از نگاه مادران شرمگین مپرس در جهنمی که از جهان جداست در جهنمی که پیش دیده خداست از لهیب کوره ها و کوه نعش ها از غریو زنده ها میان شعله ها بیش از این مپرس . بیش از این مپرس ! * ای ستاره ،ای ستاره غریب ! ما اگر زخاطر خدا نرفته ایم پس چرا بداد ما نمی رسد ؟ ما صدای گریه مان به آسمان رسید از خدا چرا صدا نمی رسد ؟ * بگذریم از این ترانه های درد بگذریم از این فسانه های تلخ بگذر از من ای ستاره ،شب گذشت ، قصه سیاه مردم زمین بسته راه خواب ناز تو ! می گریزد از فغان سرد من ، گوش از ترانه بی نیاز تو ! * ای که دست من به دامنت نمی رسد اشک من به دامن تو می چکد . * با نسیم دلکش سحر چشم خسته تو بسته میشود بی تو ،در حصار این شب سیاه عقده های گریه شبانه ام در گلو شکسته می شود. شب بخیر ....! ای ماه خوب خدا، رمضان . صدای پای تو در پیچ کوچه ها پیچیده و
هزار پنجره نجیب زمینی از عطر آسمانیت سرشار شدند . نبض زندگی تندتر تپید وثانیه ها سرآسیمه
به احترام آمدند یک دقیقه سکوت کردند . تو آمدی و عطر عبودیت را با رایحه شب
بوهای سحری آشتی دادی و کبوتران احساس مأذنه ها را در صمیمیتی ابدی به پرواز وا
داشتی . چقدر بی تو ، زندگی سرد است وخون گرم
حیات در کالبد خسته جاری نیست ! چقدر بی حضور تو آسمان دلهای ما میل
به تیرگی دارد و زنگار آیینه ها مان ، دست نخورده باقی میماند! اگر تو همه ساله نیایی، در پرده های
هزار توی غبار و غفلتی سترگ ،برای همیشه از یاد ابدیت خواهیم رفت و خزه های فراموشی
،رد پای حیاتمان را از نگاه آسمان ، محو خواهد کرد . ای مسیح دلهای مرده وای مژده بخش دیده
های افسرده ! بر این سنگ شدن دیر گاهمان رحم کن . دلها و دیدگانمان در معرض هجوم
طوفانهای بنیان کن حرص و حسد و جهل و غرور است ، آه ، کجاست آرامش سپید پس از
طوفان ؟! ای ماه مهربان ! بیا از کوچه کوچه حیاتمان بگذر ونگاه
عاشقانه ات را چونان بارانی اساطیری بر عمر بی برمان بباران!مارا به اصل عاشقانه زیستن
بازگردان و دستان مهربان فرشتگان لاهوتی را در دستان خالی از صفایمان ، بنشان ! بیا و ما را به کوهپایه های ملکوت
بران ! ببین چگونه سیلاب گناه ،سیل بند تقوایمان
را در هم شکسته است ! آه که چقدر در کار خود فرومانده ایم
واز گشودن گره های کوچک دیگران نیز ناتوانیم! روزمرگی چنان در بند خویشمان کرده است
که آغاز و انجام خود رااز یاد برده ایم و سیاره سرگردان وجودمان جز در مدار بهتی
عظیم نمیگردد ! بیا و ما را ازاین گرداب بلعنده سرگیجه
و التهاب به در آور و نشانمان ده که در آن سوی این کاینات،چشمی مهربان،نگران لحظه
لحظه زندگی ماست واین بوی خوشی که گاه گاه در مشام جان خسته ما مینشیند واندوه شیرین
آسمانی شدن را در کام تلخ ذایقه زیستنمان میپراکند ،رایحه ای از گلستان همیشه
سبز(ان الی ربک المنتهی)است. بیا و یک بار دیگر مارا با خودمان ،با
فرشتگان و با خدا آشتی ده و پنجره های فرو بسته پرواز را بسمت بالهای خسته ما
بگشا! بیا و ببین هزار پنجره نجیب زمینی از
عطر آسمانیت سرشار شده اند! ای مهربان تر از ما به ما ! تو میآیی ولیلة القدرنگاهت ، روزهای سیاهمان
را روشنی خواهد بخشید . عطر تسبیح و دعا ونمازاز جا نماز
وجودمان بال خواهد گشود . قرآن بزرگ ، بر جاری لحظه های زندگی
ما به تبسمی شیرین ،خواهد نشست و بهاری مانا از برهوت باورمان ،سر بر خواهد آورد . ای ماه خوب خدا ، رمضان ! این مناظره را می توانیداز این لینک دریافت کنید. بیشتر اشخاص چه اصولگرا و چه اصلاح طلب اهانت های احمدی نژاد را محکوم کردند. دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی، جبهه ی مشارکت
ایران اسلامی، صفایی فراهانی، مصطفی معین، و.... از جمله کسانی بودند که
طی نامه هایی جداگانه از صداوسیما خواستار شدند زمانی را برای رفع اتهام
های واردشده به آنان در نظر بگیرد. در همین حال دروغ های احمدی نژاد هم یکی یکی رو می شوند. برای مثال از این لینک لیست ۵۷ دانشجوی محروم از تحصیل در این ۴ سال را ببینید. و یا سخنگوی وزارت خارجه ی انگلیس اعلام کرد در
جریان ماجرای بازداشت ملوانان انگلیسی در ایران، بر خلاف ادعای احمدی نژاد
از سوی تونی بلر هیچ گونه عذر خواهی صورت نگرفته است. صداوسیما اعلام کرد این مناظره حدود ۲۰۰ میلیون
بیننده داشته است که ۵۰ میلیون نفر آن داخل ایران و ۱۵۰ میلیون نفر آن
خارج از ایران بوده اند. موسوی نیز دیشب در مناظره با محسن رضایی که او هم به رفتار شب پیش احمدی نژاد معترض بود، با تاکید بر این که " ادب مرد به ز دولت اوست " گفت: " مردم شریف ایران من به تمنای
قدرت نیامدهام؛ من سکوت بیست ساله خود را نشکستهام که به هر
ترتیب و با هر روشی رییسجمهور بشوم؛ من احساس خطر کردم که کشور دچار
بیاخلاقی شده، دچار فقر اخلاقی و مادی شده، دچار مدیریت غیرعقلانی
شده است. من برای حفظ کرامت انسان و
رعایت ارزشهای اخلاقی در حکمرانی، توقف رشد خرافات و ارائه آمار
کذب، شفافیت فعالیتهای حکمرانها و خلاصه پیشرقت و توسعه پا به
این عرصه دشوار نهادم. " با تماشای مناظره ی جنجالی
دیشب، کسانی که در رای دادن به میر حسین حتی 1 درصد شک داشتند از صمیم قلب
مطمئن شدند که باید به او رای بدهند، چرا که مناظره ی شب گذشته میان موسوی
و احمدی نژاد ثابت کرد که صداقت و زلالی بر کینه ورزی و دروغ گویی پیروز
است. احمدی نژاد که به قول عضو
برجسته ی جبهه مشارکت در توهم پیروزی انتخابات به سر می برد (هرچند چیزی
به پایان این توهم نمانده)، از همان ابتدا شروع کرد به تهمت زدن و توهین
به افراد طراز اول انقلاب اسلامی ایران، هم چون محمد خاتمی، هاشمی
رفسنجانی، ناطق نوری، زهرا رهنورد، غلامحسین کرباسچی و... وی که عقده های روانی اش را
در این جلسه به طور کامل تخلیه می کرد تمام کینه های شخصی و تسویه حساب
های به قول خودش 27 سال (!) گذشته را پاک کرد. بیشتر وقت او صرف تحقیر و
توهین کسانی می شد که در جلسه حضور نداشتند و امکان دفاع از خود را نیز هم
چنین و اتفاقا کمتر از همه در مورد میر حسین موسوی حرف زد! چرا که مسلما
حرفی برای گفتن نداشت. احمدی نژاد در ابتدای صحبتش
گفت که در این چهار سال در مقابل همه ی تخریب ها و توهین ها سکوت کرده
(طفلکی براش دلم کبابه) و همین حالا هم سکوت می کند، اما در مورد اهانت به
مردم ایران و منتخبشان سکوت نخواهد کرد و سپس لجن پراکنی هایش را آغاز کرد! نکته ی جالب هم این جاست که
مثلا او به خاتمی که 20 میلیون رای پشتوانه ی مردمی داشت توهین می کرد و
می گفت توهین به من که نماینده ی ملت هستم را تاب نمی آورم! ( می دانید که
با 5/5 میلیون رای! ) او
عقده گشایی هایش را با یکی خواندن موسوی، هاشمی و خاتمی (!) آغاز کزد و
البته در این میان چند لطیفه ی بامزه هم تعریف کرد، برای مثال گفت اختناق
در دوران آقای خاتمی به بیشترین حد در تاریخ انقلاب اسلامی رسید! او چندین جا به قول معروف دست
پیش گرفت که پس نیفتد، مثلا در مورد دو بازیگری که در فیلم تبلیغاتی اش
نقش بازی کرده اند گفت که در فیلم آقای موسوی بازیگر زنی بوده که نقش بازی
می کرده! یا در مورد دکتر
کردان، پرونده ی تحصیلی دکتر زهرا رهنورد را با خود آورده بود که ثابت کند
مدارک او مشکل دارند! البته با وجود مشخص بودن دروغ گویی او، امروز زهرا
رهنورد، همسر میر حسین موسوی برای روشن شدن کامل این مسائل با استقبال ار
طرح این پرونده، این تهمت احمدی نژاد را نیز رسوا کرد. احمدی نژاد که در اقدامی
وقیحانه و گستاخانه به هنگام صحبت کردن موسوی پوزخند می زد، حتی در این حد
شعور و ادب نداشت که به هنگام حرف زدن موسوی در وقت مجازش وسط حرف او نپرد. وی در پاسخ به انتقادات موسوی
مبنی بر اجرا نشدن مصوبات مجلس شورای اسلامی و حتی مجمع تشخیص مصلحت نظام
که احکامش مورد تایید رهبری هستند، در مورد احیای شوراهای عالی تصمیم گیری
کشور خطاب به موسوی گفت: " یه تیکه کاغذ بنویسید، بدین عدالت اداری، حل می
شه! " موسوی در سخنانش هم چنین از
اسطوره پردازی و خیالبافی های احمدی نژاد در مورد وضع جهان و ادعاهایی از
قبیل مدیریت جهان و یا فروپاشی آمریکا به انتقاد پرداخت. وی تصریح کرد
سیاست نظام در مورد مساله ی فلسطین برگزاری یک رفراندوم آزاد در میان مردم
آن کشور بوده و این که احمدی نژاد به دنبال افراطی گری هایی چون طرح
هولوکاست و یا محو اسرائیل از روی کره ی زمین است در پی خود تفریط هایی
آورده هم چون حرف مشایی که گفت " ما دوست مردم اسرائیل هستیم! " احمدی
نژاد در پاسخ با نشاندن خود در جای نظام گفت: " شما می گویید سیاست نظام
آن بوده، حال من می گویم امروز نظام این رو می خواد! " موسوی هم چنین تعطیل شدن
برنامه ریزی در کشور را با حاکمیت دوران قاجار مقایسه کرد و گفت در زمان
آن ها نیز شاه یک خزانه داشت و هر وقت می خواست دست می کرد تو خزانه اش،
هر چه قدر پول می خواست برمی داشت، به هر کس می خواست می داد! از لطایف دیگر وی: در این
دولت حتی یک روزنامه هم توقیف نشده! (می دانید که روزنامه هایی چون یاس نو
و شرق و.... در زمان دولت عمه ی من توقیف شدند) بحث گقتنی بسیار است و مطلب هم داره زیادی طولانی می شه. اما نتیجه ی مناظره همان
پیروزی صداقت، آرامش و متانت میر حسین موسوی در طول برنامه در مقابل تهمت
ها، دروغ ها و لجن پراکنی ها و پوزخندهای وقیحانه ی محمود احمدی نژاد است،
کسی که حرف زدنش در سطح یک رئیس جمهور که هیچ حتی در سطح یک آدم بی سواد
هم نیست. منبع : وبلاگ: دهمین انتخابات ریاست جمهوری این روزها نام ایران و ایرانی در سراسر جهان دست خوش بی مهری های متعددی شده همه ما میدانیم که این سرزمین پهناور که روزی کوروش ها و داریوش ها در آن حکمرانی میکردند اکنون چگونه زخمی تازیانه های اختناق گشته است. ما ایرانی هستیم٬ کشور خود را دوست داریم و برای سر بلندی و سر افرازی آن از هیچ حمایتی دریغ نمیکنیم. بیایید ثابت کنیم که میتوانیم بهترین را در جهان داشته باشیم. ثابت کنیم که آزادی از خاک آسمانی ما قهر نکرده است و ما مستحق آزاد اندیشی هستیم. برای آزادی نخبگان بی پناه کشور که به جرم سخن گفتن در بند و زندان به سر میبرند و سخت ترین شکنجه ها را متحمل میشوند به پا خیزید! فقط میر حسین موسوی منبع :وبلاگ آزادی ( پرستار ، نبض آرامش ) معنای دقیق مهربانی را از دستهایت بو میکشند ، هوای مه آلود حوالی ، تنها با بارش رقیق و فرشته وار تو
فراموش خواهد شد . فواره های امید ، در تمام پنجره ها شتاب گرفته است . عطر آشنا می آید . سالهاست بر شانه های جهان ، مادرانه دست نوازش می کشی . نوازش گریت را تمام ریشه ها لبخند زده اند . تمام ساقه ها برایت دست میتکانند و تمام شاخه ها ، باران زده مهر
تواند. سالهاست ، صبورانه تنهایی آدمها را دویده ایی . پابه پای رنجوری ها آه کشیده ای . ای الهه ی آرامش ، بلند و با شکوه بر دروازه های شوق
می ایستی و شاخسارهای بلند عاطفه را بال می تکانی . رد پای سپید حضورت بوی تنهایی میدهد . وقتی پنجه هایت پوست هوا را میشکافد حس میکنم که این پرتویی بی دریغ از آفتاب است که باید جرعه اش را سر بکشم. چه نبضهایی که با تلنگر تو دیگر باره تپیده اند . از دامن هوا بر خاستی ، بامریم و آسیه به راه زدی و با اشاره زهرا و زینب شکوه گرفتی . چه ملایکی که تکاپوی روزها و شبهایت را لبخندزنان بر الواح می نگارند . مرهمها بر دستانت شدت میگیرند . زخمها هر چه عمیق تر ،حریر
پرستاریت لطیف تر . درست از دامان تو بهاران شروع می شود . فانوسی فروزان در شبهای تنهایی و درد – این مرام بی بدیل و آسمانی توست
– چه حسرت انگیز است سرنوشت تو بر جاده های خاک ! چشمهای زیادی بر درگاه ،تورا می جویند و لبان بسیاری چون ماهیان برون افتاده از آب عطر فراگیر تو را دم گرفته اند . نامت قرین زینب است . برای همین است که دلم میخواهد تمام واژه هایم را برایت قربانی
کنم . هر لبخندی که به چشمان بیماران هدیه میکنی ، عبادتی دیگر است . حضور تو ، تسکین دل بیماران درمانده است ، تو با نام خدا نبض مضطرب بیماران را آرامش می بخشی . تو زینب وار ، پرستار دل بیماران در شام غربتی . آری ؟ از بیماری که پلک فرو بسته ، توقعی نیست . تو پاداش محبت خویش را از خدا میخواهی ، تو پیام آور سلامت و آرامش هستی . ( روزت مبارک فرشته سپید پوش ) با تاراج ملخها ، ناگهان بهار پاییز شد . گلهای باغ پژمردند. غنچه های تازه شکفته در گلبرگها فرو رفته و یکی یکی زرد شدند، و خشکیدند و بر زمین ریختند. صدای خش خش برگهای درختان باغ که با نیش زخمهای مهاجمان از هر سو مظلومانه بر زمین میریخت ، بگوش میرسید . موعد دفاع بود و معرکه وحجم واژه هایی چون تک و پاتک ، در تولد ثانیه ها و در پیوند میان ماندن و رفتن ، چشم به آسمان دعا دوخته بودیم . دستهایمان را به ضریح اجابت گره زده بودیم و در پیچ و خم تاریکی دنبال فانوس می گشتیم ، برریل نگاه هایمان عطر شیر مردانی جاری شد که با کوله باری از عشق وایثار درآیینه جبهه ها ظاهر شدند و دلها یمان را پر از ترنم خورشید و باران و امید کردند از دنیا دل بریدند و حسینی وار حماسه آفریدند ، در سایه سارسی سال تلاش و افتخار ، سی سال حماسه و اقتدار این دلاوران ایران مقتدر ایستاده و خواهند ایستاد، برای همیشه . ((( روز ارتش بر شما شیران روز و زاهدان شب مبارک باد ))) مژده ای دل که دگر باره بهار آمده است خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است به تو ای باد صبا میدهمت پیغامی این پیامیست که از دوست آمده است شاد باشید در این بهار و در این سال جدید آرزویست که از دوست آمده است عید شما مبارک --------------------
مثل ماهی زنده مثل سبزه زیبا مثل سمنو شیرین مثل سنبل خوش بو مثل سیب خوش رنگ و --------------------
سلامت ، سعادت ، سیادت ، سروری ، سربلندی ، سبزی و سرزندگی ،هفت سین زندگیت باد . --------------------
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل وبخت و تخت بادت اندر شهریاری برقرار وبر
دوام . سال خرم ، فا ل نیکو ، مال وافر ، حال خوش ، اصل ثابت نسل باقی ، تخت عالی ، بخت رام بادت در این
سا ل آتی ، سال نو مبارک --------------------
با سلام به تمام دوستانی که به من لطف دارن ودر این سال جدید یادی هم از
من میکنند . بهتر دیدم که در اینجا به تمام شما عزیزان سال نو را تبریک بگم . البته سال آینده حتما برای عید دیدنی پیشتان خواهم آمد . برایتان بهترینها را از دادار بی همتا آرزومندم افکارتان نیک گفتارتان زیبا رفتارتان متین عمرتان پاینده و دوستیهاتان جاوید باد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دارا جهان ندارد سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد
کارون زچشمه خشکید
البرز لب فروبست
حتی دل دماوند آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند آسان رهید وبگریخت
رستم در این هیاهو گرز گران ندارد
روز وداع خورشید زاینده رودخشکید
زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها بر کام دیگران شد
نادر زخاک برخیز میهن جوان ندارد
دارا کجای کاری دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند دارا جهان ندارد
آییم به دادخواهی
فریادمان بلند است
اما چه سود که اینجا نوشیروان ندارد
سرخ وسپید وسبزست
این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس شیر ژیان ندارد
کو آن حکیم توسی شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش ای مهرآریایی
بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد
![]()
![]()
سلام به همه آریایی های عزیز و وطن پرست

![]()


| Design By : Night Skin |


